«اینجا» و «اونجا» نکات مثبت و منفی کانادا (مونترال) از نقطه نظر مهاجران غیر ایرانی شماره 2 – 44

4

نگارنده : آقاي رضا اسلامي ، لينك اصلي مطلب در فيس بوك

تصمیم گرفته بودم که نتایج مصاحبه با مهاجرین خارجی را در یک پست به اطلاع دوستان برسانم ولی با توجه به پاسخ های متفاوت و نیز طولانی بودن پاسخها و لزوم دادن برخی توضیحات ، تصمیم گرفتم در پستهای جداگانه ولی چندین مصاحبه در یک پست ، به اطلاع برسانم ، دوستانی که علاقمند هستند ، خود میتوانند نسبت به تجریه و تحلیل نتایج به هر صورتیکه دوست دارند اقدام کنند ، احتمالا تا 50 مصاحبه (حداقل) انجام خواهم داد:

مهاجر شماره دو:
نام : امجد ، کشور : مصر ، رشته تخصصی : ژئولوژی ، رشته تخصصی همسر : پزشک (مشغول گذروندن دوره دانشگاهی در مونترال هستند) ، مدت اقامت در کانادا : 4 سال ، سن : حدود 35 سال ، شغل فعلی : اپراتور دستگاه ، زبان مصاحبه : انگلیسی
نکات مثبت کانادا : امنیت اجتماعی بالا (ایشون اظهار نمودند یکی از بهترین مزایا کانادا ، امنیت اجتماعی بالا خصوصا برای خانومها بوده بطوریکه خانومها با هر پوششی در خیابان تردد میکنند) و طبیعت زیبا
نکات منفی : عدم امکان اشتغال در کار تخصصی (به گفته ایشون در صورتیکه کار تخصصی داشته باشی ، کانادا بهشت است و از تمامی مزایای آن میتوان استفاده نمود) ، ایشون کار جنرال و اپراتوری را کاری طاقت فرسا می دونستند (ایشون از ساعت 14 تا 2 صبح در شرکت مشغول بکار هستند)
نکته تکمیلی : بعد از انجام مصاحبه از ایشون در خصوص اقداماتی که انجام دادند و به کار تخصصی نرسیدند پرسیدم و متوجه شدم که خیلی ضعیف دنبال کار بوده اند بطوریکه بعد از 4 سال حضور در کانادا از بودن سایت لینکدین (یکی از بهترین مسیرها برای یافتن شغل تخصصی کاملا بی اطلاع بودند) و نیز بعد از رویت رزومه شغلی ایشون ، متوجه شدم رزومه خیلی مبتدی تهیه نموده اند ، ایشون دارای دانش زبان فرانسه و انگلیسی متوسط هستند.

مهاجر شماره سه:
نام : عمر ، کشور : الجزایر ، رشته تخصصی : ؟؟؟ ، رشته تخصصی همسر : مجرد ، مدت اقامت در کانادا : 4 سال ، مدت اقامت در فرانسه (پاریس) 10 سال ، سن : حدود 32 سال ، شغل فعلی : اپراتور دستگاه ،زبان مصاحبه : انگلیسی
نکات مثبت کانادا : طبیعت و گستردگی جمعیت خوب و ترافیک کمتر نسبت به پاریس (ایشون اظهار نمودند که اشتغال در کار جنرال بعلت تکمیل ظرفیت و اشباع بودن کشور فرانسه از مهاجرین ، تقریبا غیر ممکن شده است)
نکات منفی : سرمای کانادا (البته ایشون اعتقاد داشتند با داشتن شغل و درآمد مناسب ، سرمای زمستان ، تاثیر کمتری خواهد داشت با خرید ماشین ، لباس خیلی مناسب و …)
مهاجر شماره چهار:
نام : نجیب ، کشور : مراکش ، رشته تخصصی : ؟؟؟ ، رشته تخصصی همسر : حسابدار ، مدت اقامت در کانادا : 6 سال ، سن : حدود 47 سال ، شغل فعلی : مسوول نظافت کل کارخانه ، زبان مصاحبه : فرانسه
نکات مثبت کانادا : داشتن حق زنده بودن برای تمامی افراد جامعه (کسی از گرسنگی نخواهد مرد) ، امکان رشد و پیشرفت در زندگی بشرط داشتن دانش و تخصص ، باز بودن تمامی مسیرها برای رشد و ترقی خصوصا با گذروندن دوره های مختلف موجود ، امنیت اجتماعی خیلی بالا علیرغم وجود تعداد خیلی کم پلیس در خیابانها (ترس از پلیس در مردم)
نکات منفی : ایشون معتقد هستند که کانادا دارای معایب خیلی زیادی هستندکه با اصرار اینجانب ، به ذکر نمودن مهمترین آنها پرداختند:
1-درصد طلاق بالا مهاجرین بعد از ورود به کانادا بعلت آزادی های اجتماعی زیاد زنان نسبت به کشور خود
2-کودکان و فرزندان دارای اختیارات زیادی هستند که در بیشتر موارد تربیت صحیح و مورد نظر والدین ، تقریبا غیر ممکن خواهد شد.(ایشون میگفتند یکی از همکاران بعلت کبود شدن صورت بچه ، یک شب در بازداشتگاه پلیس بوده که با اصرار فرزند خود مبنی بر زمین خوردن که باعث کبودی شده است ، آزاد شدهاند)
3-کار زیاد و طاقت فرسا
ایشون اظهار نمودند ، علت مهاجرتشون ، باورهای و تخلیات غلط از کانادا مبنی بر بهشت بودن این سرزمین بوده است ، خیلی از دوستان و اقوام ایشون در همون سالهای اول اقدام به برگشت نمودنده اند ولی ایشون عقیده دارند که چاره ای نیست و باید این مسیر رو ادامه داد.(من در عمر کاری خودم هیچ کسی رو ندیدم که به اندازه ایشون از نظر کاری ، فعالیت فیزیکی داشته باشند و بدون توقف کار کنند بطوریکه یک کارخانه 150 نفری توسط ایشون تمیز نگه داشته شده است ، ایشون بعد از اتمام کار و استراحت یکساعته در منزل ، به کار دوم مراجعه و تا ساعت 9 شب ، اونجا فعالیت می نمایند حتی در رزوهای تعطیل)
4- مخارج زیاد زندگی
نکته تکمیلی : ایشون علیرغم داشتن شغل جنرال و نظافت ، دارای دیدگاه های بسیار جالبی هستند و اظهار نظرهای ایشون خیلی کارشناسانه و مطالعه شده است (در بیشتر زمینه ها) ، من علاقه خاصی به ایشون دارم بطوریکه سعی میکنم هر روز بعد از ساعت کاری ، ایشون رو به منزلشون رسونده و در طول مسیر در خصوص مسایل مختلف ، به گفتگو بپردازیم.

شاد و سلامت باشید

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/3

10600404_10203744646469530_875190544520308634_n

«اینجا» و «اونجا» نکات مثبت و منفی کانادا (مونترال) از نقطه نظر مهاجران غیر ایرانی – 43

4

نگارنده : آقاي رضا اسلامي ، لينك اصلي مطلب در فيس بوك

سلام با توجه به اینکه دوستان زیادی درخواست نموده اند که نکات مثبت و منفی کانادا (مونترال) با هم دیده و گفته بشه ، چند روزی هست که دارم به این موضوع فکر میکنم و به نتیجه ای رسیدم که شاید برای دوستان هم جالب باشه ، در حال حاضر من حداقل با 50 الی 100 مهاجر غیر ایرانی در محیط کار و ساختمان محل سکونت دوست هستم ، مهاجرانی که از سراسر دنیا به کانادا مهاجرت نموده اند و در اینجا ساکن شده اند، با توجه به اینکه این امکان برای من مهیا است که بتونم بطور خلاصه از نظرات این دوستان در خصوص نقاط مثبت و منفی کانادا کسب اطلاع کنم ، تصمیم گرفتم از امروز و حداقل با 50 نفر گفتگو داشته باشم و خلاصه این گفتگوها و نتایج رو در یک پست (بغیر از این پست) در هفته های آتی با دوستان به اشتراک بذارم.

10600404_10203744646469530_875190544520308634_n

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/3

به خواندن ادامه دهید

«اینجا» و «اونجا» علت های استرس نداشتن کانادایی ها – 42

4

نگارنده : آقاي رضا اسلامي ، لينك اصلي مطلب در فيس بوك

در همون ماه های اول مهاجرت ، تمامی تازه مهاجرین به این نکته پی میبرند که کانادایی ها (کسانیکه مدت خیلی زیادی در کانادا زندگی کرده اند) ، دارای استرس ، نگرانی کمتری نسبت به تازه مهاجرین هستند ، بنظر من دلایل زیادی وجود داره که کانادایی ها زندگی بدون استرسی و دغدغه فکری رو سپری میکنند که به برخی از آنها بطور خلاصه اشاره می کنم :

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/3

10556536_10203686353772249_3960687293044422731_n

به خواندن ادامه دهید

«اینجا» و «اونجا» تجربه خرید گوشی آیفون از کی جی جی و مشکلات آن – 41

4نگارنده : آقاي رضا اسلامي ، لينك اصلي مطلب در فيس بوك

در ماههای ابتدای حضور در کانادا بفکر خرید موبایل آیفون افتادم ، من در ایران اصلا علاقه ای به موبایلهای اندروید و آیفون نداشتم و برام جذابیتی نداشت و داشتنش رو ضروری نمیدونستم و برعکس وقت تلف کردن میدونستم.در ماههای اول زندگی در کانادا ، متوجه شدم که با داشتن اینگونه گوشی های تلفن همراه ، علاوه بر چت نمودن با اقوام و دوستان و ارتباط داشتن با آنها ، میتونم از برنامه های کاربردیشون استفاده کنم که قبلا شرح دادم.(یکبار بکمک همین نرم افزارها تونستنم بصورت آف لاین و بدون اینترنت ، به شهر مونترال برگردم و از گم شدن در شهرکهای اطراف جلوگیری کنم)

 10325732_10203204365962855_5488534793757012919_n

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/3

به خواندن ادامه دهید

«اینجا» و «اونجا» داستان مهاجرت زمانبر آقاي اسلامي به کانادا (11 سال) -39

https://quebecfriend.files.wordpress.com/2012/12/4.jpg?w=593

نگارنده : آقاي رضا اسلامي ، لينك اصلي مطلب در فيس بوك

الان حدود شش ماه است که من با گروه «کبک فرندرز» در فیس بوک آشنا شدم و علیرغم کمبود وقت ، گاهاً پست های دوستان مهاجر که از طولانی شدن روند مهاجرتیشون ناراحت و گاهاً عصبانی شدند برخورد کردم ، خواستم این پست رو به همه شما تقدیم کنم تا بتونم کمکی بشما کرده باشم تا ضمن حفظ آرامش و تلاش خودتون ، به روند زندگی طبیعی تون ادامه بدید ، امیدوارم تاثیر گذار باشه.

همیشه من به مهاجرت از خیلی وقت پیش فکر میکردم ، اولین باری که یادمه ، دوران دبیرستان قصد خروج از کشور رو گرفتم بطوریکه نمی خواستم در کنکور سراسری شرکت کنم ولی با اصرار برادرم و تکمیل فرم و ارسال از جانب اون ، بالاخره شرکت کردم (کنکور سراسری دو مرحله ای سال 1373) ، الان که بهش فکر میکنم نمیدونم اون موقع به چه دلیلی من به مهاجرت فکر میکردم ، جوابی پیدا نمیکنم (آخه یه جوون در سن 18 سالگی به چه علتی باید از مملکت خودش ترک دیار کنه و …) خلاصه قسمت شد و من در کنکور سراسری قبول شدم (علیرغم مطالعه کم و عدم تجربه در امتحاناتی همانند کنکور) ، پس از اتمام تحصیل ، خوشبختانه بواسطه قانون دو برادری از خدمت سربازی معاف شدم و این دفعه دیگه در امتحانات فوق لیسانس شرکت نکردم و مجدداً بفکر مهاجرت و خروج از کشور افتادم ، با چندین دانشگاه آمریکایی مکاتبه کردم و پاسخ دریافت نمودم ، ولی خوب ادامه تحصیل بدون دریافت بورس مشمول هزینه های زیادی میشد و تصمیم گرفتم جهت تامین بخشی از هزینه ها ، مشغول بکار بشم تا در فرصت مناسب اقدام به مهاجرت کنم.

در سال 1380 توسط یکی از دوستان دانشگاه ، با وکیل مهاجرت ماهری آشنا شدم که پس از یک جلسه (ایشون یکی از اقوام دوستم و وکیل رسمی کانادا در امور مهاجرت بودند) ، تصمیم گرفتم پرونده مهاجرتی خودم رو به ایشون بسپارم (هزینه 3 هزار دلار) ، در همین زمان یکی از همکاران نزدیکم که قصد مهاجرت داشت بمن پیشنهاد باز نمودن فایل مهاجرت توسط خودمون و بصورت حضوری (در شهر دمشق) نمود (جهت عدم پرداخت هزینه فوق) ، بالاخره ایشون من رو متقاعد کرد که ضمن سفر به سوریه (یکی از بهترین سفرهای خاطره انگیز من بود که با دوستان زیادی آشنا شدم که هنوز دوستیمون برقرار است) اقدام به باز نمودن فایل مهاجرت به کانادا از طریق نیروی ماهر فدرال نمودیم.در نامه اولیه که همون موقع بما داده شد زمان تقریبی ارزیابی پرونده مهاجرتی ما ، 30 تا 36 ماه اعلام شد (از آذرماه 1380) ولی روند بررسی پروندها بقدری کند بود که به سال 1386 (اردیبهشت ماه) کشیده شد و تمام برنامه های دراز مدت من برای ایران بعلت انتظار جهت مهاجرت بحالت معلق در آمد (مثل خرید منزل و …) دراین مدت ، نامه های فراوانی از سفارت کانادا دریافت میکردیم که همش بی سر و ته و بدون اشاره به زمان مصاحبه بود که جزء تضعیف روحیه ، چیزی برای من بهمراه نداشت (دوست دانشگاهی من سال 80 از طریق همون وکیل اقدام به مهاجرت کرد و شش ماه بعد در کشور اوکراین به مصاحبه دعوت شد و شش ماه بعد از آن ویزا دریافت و به کانادا مهاجرت کرد) ، بالاخره تاریخ موعود فرا رسید (مصاحبه اردیبهشت 1386 در کشور سوریه ، شهر دمشق) ، قبل از اعلام زمان مصاحبه ، طی یک نامه بما رسماً اعلام نمودند که داشتن مدرک زبان الزامی شده ولی شما میتوانید مطابق قوانین قبلی ارزیابی (بدون مدرک) شوید و یا با قوانین جدید.(یکی از دوستان من اقدام به اخذ مدرک آیلتس نمود و با نمره میانگین 5 براحتی در مصاحبه قبول شد) ، اینقدر این پروسه مهاجرت من طولانی شده بود که بمن جزء بی انگیزگی چیزی تزریق نشده بود و چاره ای جزء صبر نداشتم و بخاطر همون علیرغم داشتن دانش کافی زبان (در روز مصاحبه و قبل از مصاحبه خودم ، بعنوان مترجم یکی از ایرانیها که نیازبه ترجمه نمودن داشتن ، نقش بازی کردم) ، اقدام به دادن امتحان آیلتس ننمودم.در روز مصاحبه با توجه به عدم آگاهی من از نوع سوالات و هدف آفیسر از سوالات (مصاحبه فدرال بمراتب سختر از کبک بود) ، خصوصاً سوالات روانشاسی ، براحتی مردود اعلام شدم (آفیسر با من حدود 30 دقیقه بخاطر عدم ارتباط شغل من با رشته تحصیلیم بحث نمود ولی در نتیجه ارسالی مردودی من ، ضمن دادن نمره 8 از 8 برای تجربه کاری من ، زبان انگلیسی رو 2 از 9 ارزیابی نمود و با نمره خیلی نزدیک به نمره قبولی ، رد شدم که علت اصلی اون ، ناراحی من از آفیسر بعلت اصرار بر نداشتن ارتباط تجربه کاری من با تحصیلاتم بود که هدف آفیسر ارزیابی روانشناسی شخصیتی من بود نه چیز دیگه ای) وقتی من از اتاق مصاحبه اومدم بیرون هیچ کدوم از دوستان 6 ساله من که همگی با هم اقدام نموده بودیم ، باورشون نشد که من مردود شدم (بگفته خودشون) …

در سال 1387 مجدداً اقدام به ارسال مدارک جهت باز نمودن فایل فدرال نمودم ولی در سال 1388 مدارکم بهمراه هزینه تشکیل فایل نامبر، بعلت تغییر در نحوه گزینش مهاجرین عودت داده شد. (38 رشته کاری برای اولین بار توسط دولت فدرال اعلام شد که رشته کاری من مشمول اون نبود)
در شهریور سال 1389 بطور اتفاقی از طریق یکی از دوستان خوبم با نحوه گزینش استان کبک آشنا شدم (البته در سال 1380 هم که برای تشکیل پرونده به سوریه سفر کرده بودم ، از سفارت کبک که جنب سفارت کانادا بود ، فرمهای مهاجرتی رو دریافت نمودم ولی بعلت فرانسه بودن آن ، اقدام ننمودم) و در اسفند 1389 مدارک خودم رو تکمیل و ارسال نمودم.این دفعه دیگه ریسک نکردم و با دادن امتحات ت س اف کبک (شهریور 1390) علیرغم اجباری نبودن آن در زمان تشکیل پرونده ، بالاخره در بهمن ماه 1390 در استانبول ترکیه مصاحبه دادم و در شهریور 1391 با ارسال نتایج مدیکال ، در آذر ماه 1391 موفق به دریافت ویزا کانادا پس از 11 سال شدم و در اسفند همان سال به کبک بطور کامل مهاجرت نمودم.(رشته تحصیلی شیمی و اون زمان 12 امتیازی)

نتیجه گیری مهاجری که بیشترین زمان انتظار رو طی کرد:

1-روال زندگی خودتون رو به هیچ علتی از حرکت باز ندارید.(ازدواج نمودن ، بچه دار شدن ، خونه خریدن ، تغییر شغل و شهر و …)
2- در تمامی کارها و فعالیتهای خودتون ، حداکثر تلاشتون رو انجام بدید ولی بیشتر از اون انرژی روش متمرکز نکنید که نتیجه معکوس خواهید گرفت.
3-اگه هدف داشته باشید و برای هدفتون تلاش کنید بالاخره به اون خواهید رسید.

شاد و سلامت باشید

2

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/

«اینجا» و «اونجا» دلایل نارضایتی و عدم موفقیت ایرانیان مقیم کانادا -38

https://quebecfriend.files.wordpress.com/2012/12/4.jpg?w=593نگارنده : آقاي رضا اسلامي ، لينك اصلي مطلب در فيس بوك

«چشمها رو باید شست ، جور دیگر باید دید»
این مطلب کمی طولانی و احتمالا براتون خسته کننده باشه ولی بنظر من ارزش خوندن داره خصوصا برای کسانیکه قصد مهاجرت به کانادا را دارند ، این مقاله چکیده تجربه های یکساله من از زندگی در کانادا هست و واقعاً دوست داشتم کسی میتونست قبل از اومدن من به کانادا این مطالب رو به اطلاع من می رسوند.

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/

به خواندن ادامه دهید

«اینجا» و «اونجا» خاطرات ; تجربه رویت سکته نمودن مسافر در داخل اتوبوس شرکت واحد مونترال -37

4

نگارنده: آقای رضا اسلامی  ، لينك اصلي مطلب در فيس بوك

امروز داخل شهر کار داشتم و طبق معمول از سیستم حمل و نقل عمومی مونترال استفاده کردم.باید از اتوبوس 161 و بعد 80 که خیابون «دو پارک» رو بسمت مرکز شهر میرفت استفاده می کردم.وقتی در چهارراهی که باید اتوبوس رو عوض میکردم از اتوبوس پیاده شدم و بسمت ایستگاه خط 80 میرفتم شنیدم صدای آژیر ماشین آتش نشانی (یا آمبولاس و …) میاد و طبق معمول رانندگان همه خبردار میایستند تا ماشین اورژانس رد بشه

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/

23 به خواندن ادامه دهید

«اینجا» و «اونجا» خاطرات ; تجربه ملاقات با دکتر عمومی در مونترال -36

4

نگارنده: آقای رضا اسلامی  ، لينك اصلي مطلب در فيس بوك

چند شب پیش می خواستم یه قرص بخورم تصمیم گرفتم بدون آشامیدن با آب ، غورتش بدم ، خلاصه خوردم ولی وقتی صبح از خواب بلند شدم حس کردم از گلوم تا معده ام داره میسوزه و وقتی صبحونه می خوردم و هنگام غورت دادن غذا ، سوزش خیلی بعدی حس میکردم ، بخودم گفتم احتمالا قرص خالی باعث آسیب رساندن به بافتهای داخلی شده و بعد از یکی و دو روز خوب میشه ولی روز به روز بدتر شد و بالاخره تصمیم گرفتم برم پیش دکتر عمومی ببینم چی میگه (البته این دومین تجربه رفتن من بود ولی خوب چون اون یکی خیلی وقت پیش بود به جزییات اشراف کامل نداشتم و وقتی این یکی پیش اومد تصمیم گرفتم با شما به اشتراک بذارم)

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/

2 به خواندن ادامه دهید

«اینجا» و «اونجا» برنامه های کاربردی موبایلهای اندروید و آیفون در کانادا -35

4

نگارنده: آقای رضا اسلامی  ، لينك اصلي مطلب در فيس بوك

اینجا بیشتر افراد از پیر تا جوون دارای موبایل اندروید و بیشتر آیفون می باشند.

اینجا نرم افزارهای طراحی شده اینگونه موبایله ها کاربردهای فراوانی داره و میشه گفت بدون آنها ، زندگی سختر میشه.

اینجا با استفاده از نرم افزارهای فوق به بیشتر کارهای شخصی می توان براحتی رسیدگی و لذت برد.

معروفترین این برنامه های کاربردی بشرح ذیل است:

Weather
برای مطلع شدن از چگونکی وضع آب و هوا (در تمامی فصول سال) و انتخاب نوع لباس قبل از خارج شدن از منزل

Cineplex
برای مطلع شدن از برنامه سینما محل و نیز تماشای ویدیو کلیپ و خیلی امکانات دیگر از جمله خرید بلیط توسط آن

GLWiZ
جهت تماشای تمامی شبکهای ایرانی (داخل و خارج کشور) بصورت زنده

Google map
برای اطلاع از انتخاب مسیر جهت رسیدن به مقصد ، ترافیک مسیر ، مدت مسیر و ….

GV Phone
امکان تماس رایگان به تمامی تلفنهای کشور کانادا و آمریکا

Linkdin
جهت پیگیری و پیدا نمودن شغل و انجام سریعتر پیدا نمودن ارتباطات مفید کاری (یکی از ابزارهای مهم پیدا نمودن کار در کانادا این سایت هست)

Nav Free
برنامه ای که بصورت آف لاین میتونید بعنوان جهت یاب ازش استفاده کنید و یا نقشه محلی که شما قرار دارید را تماشا کنید

RBC
جهت پیگیری تمامی امور بانکی شما

STM
یکی از پرکاربردترین نرم افزارها که بصورت آف لاین کار میکنه و جهت پیگیری زمان حرکت اتوبوسها مونترال

Today
اطلاع از تاریخ شمسی و ساعت تهران
Transit
یکی ار بهترین نرم افزارها که بصورت آف لاین کار میکنه (من خیلی از این برنامه استفاده میکنم) و با باز نمودن آن در هر مکانی که شما قرار گرفتید اتوبوسهای موجود و نیز مترو اطراف شما بهمراه زمان حرکت و نیز مسیر حرکت در رسیدن به آن ایستگاه را با نمایشگر جی پی اس بشما نشون میده (نقشه آف لاین خیلی خوبی هست)

Walk Montreal
جهت جهت یابی پیدا نمودن اماکن تفریحی مونترال

Car2go
جهت اطلاع از نزدیکترین ماشین اجاره ای این شرکت (اجاره دقیقه ای) در هر مکانی که هستید و نمایش مسیر حرکت جهت پیدا نمودن ماشین برای سوار شدن و استفاده از آن

عکسهای پیوست : سعی کردم از صفحات کاربردی این نرم افزارها براتون انتخاب کنم و بترتیب بیارمشون که با هم مخلوط نشه ، در ضمن نماد یا نشانه هر نرم افراز رو براتون در اول هر کدومشون آوردم تا اگه دوست داشتید دانلود کنید اشتباه نشه

موفق و شاد باشید

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/

1

«اینجا» و «اونجا» خاطرات ; تجربه یک مصاحبه شغلی در 140 کیلومتری مونترال -34

4

نگارنده: آقای رضا اسلامی  ، مرجع : کبک فرندز 
«تجربه یک مصاحبه شغلی در 140 کیلومتری مونترال»

بعد از ظهر یکشنبه هفته قبل ، در نمایشگاه شکلات بودم که موبایلم زنگ خورد (من معمولاً از خونه که بیرون میرم از هندفری استفاده میکنم تا بتونم رادیو کانادا به زبان فرانسه رو گوش بدم و خیلی بمن در خصوص توانایی شنیدن و درک مطلب کمک کرده ، البته اینجا بیشتر جوونها از هندفری های خیلی با کیفیت مثل مارک سونی که حدود 300 دلار قیمت داره برای شنیدن موسیقی استفاده می کنند) ، در جاهای عمومی مثل نمایشگاهها ، فروشگاهها و … با توجه به صدای زیاد موسیقی ، امکان شنیدن صدای زنگ موبایل خیلی کم است و اگه تماس واجب دارید بایستی از هند فری استفاده کنید.

«اینجا» و «اونجا» خاطرات ; یک اتفاق جالب در بانک محله -33

4

نگارنده: آقای رضا اسلامی  ، مرجع : کبک فرندز 

«یه اتفاق جالب در بانک محله»

اینجا بیشتر مردم خصوصاً نسل جوان ترجیح میدند که کارهای بانکیشون رو از طریق اینترنت پیگیری کنند (برنامه نرم افزار تمامی بانکها بر روی گوشی های آیفون و اندروید علاوه بر وب سایت رسمی بانکها هم موجوده که تقریباً تمامی کارهای مورد نیازمون رو درش طراحی کردند و خیلی هم راحت میشه باهاش کارکرد) و بخاطر همین معمولاً بانک ها خیلی خلوت هستند (بانک محل ما ، حداکثر در یک زمان 6 تا مشتری داره و 4 تا کارمند جهت پاسخگویی) ولی خوب بعضی مواقع که یه کم تعداد مراجعین بیشتر میشه ، خیلی سریع سایر کارمندهای از جمله معاون و رییس بانک میان کمک تا مشتریان معطل نشند (جالبه رییس و معاون بانک بعضی مواقع دم درب بانک و در قسمت ورودی می ایستند و به مشتریان ضمن خوش آمد گویی ازشون میپرسند چه کاری دارند تا اگه کارشون بدون نیاز به مراجعه به کارمند صندوق بتونند راه بندازند اینکارو انجام بدند ، مثلا من بیشتر مواقع با صندوق امانات کار دارم که اینکارو برام انجام میدن بدون صف وایستادن و چند بار هم دیدم برای افراد مسن ، صندلی میارند که پشت صندوق بشینند ، چون صندلی در قسمت صندوق و جهت پاسخگویی به مشتریان نیست ولی صندلیهایی برای نشستن در فضای دیگری طراحی شده است) ، خلاصه این بندگان خدا (کارمندهای بانک) چنان سرویس دهی به ملت میدند که من بعضی وقتها حس میکنم «بیل گیتس» هستم و لابد بخاطر همینه که اینا اینجوری دور آدم مثل فرفره میچرخند ولی خوب واقعیتش اینه که براشون مقدار پولی که شما در بانک گذاشتید و دارید و گردش حسابتون اصلا مهم نیست و ارزش هر مشتری مثل سایر مشتریان و برابر هست و معیار مقدار پول شما نیست و مشتری موندنتون براشون مهم هست.معمولا در انتهای کارتون که انجام میشه ازتون میپرسند اگه از خدمات ما راضی هستید وقتی باهاتون تماس گرفتند بابت ارزیابی ما بهشون بگید که راضی هستید.

شنبه گذشته که روز تعطیل بود ولی تمامی بانکها باز هستند ، تعداد کارمندها به سه تقلیل یافته بود و کلا با من دو تا مشتری دیگه داشتند.اون کارمندیکه مشتری نداشت به همکارش گفت بره ناهار بخوره و رفت و در همین حین یه پیر زن اومد و ایستاد تا نوبتش بشه ، بنده خدا این کارمند بانکی که بمن داشت سرویس دهی میکرد دید این خانم رفت همون باجه ای ایستاد که دیگه همکارش رفته بود ناهار و این کارمند بانک بهش گفت که اونجا کسی نیست و شما تشریف داشته باشید تا پس از اتمام کار بهشون سرویس دهی کنند و داستان از اینجا شروع شد ، پیرزنه گفت «بشما ربطی نداره ، مگه من با شما کاری دارم ، اون خانم اینجا داشت کار میکرد و من میخواهم اونو ببینم و…» و هر چقدر این کارمند بهش گفت بابا ، همکارم رفته ناهار (داخل بانک یه فضای رو با پارتیشن ایجاد کردند تا بتونند اونجا غذا بخورند و فاصله خیلی اندکی با باجه ها داره) قبول نکرد و بدجوری عصبانی بود (بدون دلیل) ولی کارمند بانک اصلا از کوره در نرفت و با آرامش داشت جواب بی احترامی های این خانوم میداد که نهایتاً همون کارمندی که رفته بود ناهار ، بی خیال ناهار خوردن شد و اومد که به امورات این خانم رسیدگی کنه.خلاصه خیلی جالب بود که اینقدر صبر و تحمل در برابر بی احترامی این خانم (برای من که تحمل شنیدن این جملات خیلی سخت بود) فقط بخاطر اینکه مشتری هست یه کم هضمش سخته…

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/

7

«اینجا» و «اونجا» خاطرات ; گم نمودن کیف جیبی در مونترال -32

4

نگارنده: آقای رضا اسلامی  ، مرجع : کبک فرندز 

«خاطرات»

بنظرم خاطرات شخصی افراد مهاجر میتونه به سایر افراد تازه مهاجر در خصوص انتقال تجربیات خیلی کمک کنه ، دوست دارم خاطراتیکه برام باعث کسب تجربه میشند رو با شما دوستان درمیان بذارم تا ضمن به اشتراک گذاری تجربه های شخصیم ، شما رو بیشتر با فرهنگ اینجا ، روحیات مردم و برخورداشون ، امکانات موجود و نیز رفع مشکلات احتمالی در مواقع لازم ، آشنا کنم :

«گم نمودن کیف جیبی در مونترال»

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/

3 به خواندن ادامه دهید

«اینجا» و «اونجا»امكانات كتابخانه هاي محلي مونترال -31

4

نگارنده: آقای رضا اسلامی  ، مرجع : کبک فرندز 

اینجا ساعت کاری کتابخانه محلی هر روز 10 صبح تا 10 شب (4 روز بعلت تعطیلات رسمی تا 5 بعد از ظهر باز می باشند همانند اول ژانویه)

اینجا کتابخانه محلی دارای پارکینگ عمومی رایگان می باشد.در پارکینگهای نزدیک به درب ورودی کتابخانه حداکثر 60 دقیقه امکان توقف دارید.

اینجا محلی خاص جهت عودت دادن کتابها در بیرون کتابخانه طراحی شده است که 24 ساعته امکان استفاده از آن مهیا می باشد و شما می توانید با ماشین شخصی تا 10 قدمی آن نزدیک شوید و پس از انداختن کتاب در محل مربوطه از جایگاه مربوطه خارج شوید.

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/

4

به خواندن ادامه دهید

«اینجا» و «اونجا»خانه های چوبی مونترال -30

4

نگارنده: آقای رضا اسلامی  ، مرجع : کبک فرندز 

«بیان یک تجربه زندگی در مونترال»

امروز بعد از چند روز کاری مداوم ، تعطیل بودم و دوست داشتم یه پست در خصوص » اقامت در هتل یا سابلت و یا اجاره آپارتمان» در «از مدیکال تا اسکان» بذارم که یه اتفاقی وقتی تو خونه بودم افتاد که تمام وقت منو گرفت ولی خوب یه تجربه خوبی هم شد که گفتم شاید برای شما هم جالب باشه:

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/

به خواندن ادامه دهید

«اینجا» و «اونجا»برخي اطلاعات كاربردي-29

4

نگارنده: آقای رضا اسلامی  ، مرجع : کبک فرندز 

تعداد متوسط بچه در خانواده ساکن کبک:

اينجا بجز خانواده های ايراني ، سایر مهاجرين (خصوصاً اروپای شرقی ، آسیا شرقی و آفریقای شمالی) بطور متوسط داراي 2 تا 4 فرزند هستند اين تعداد در خانوادهاي یهودی بالاتره چون به اونها علاوه بر كمك های دولتی برای داشتن فرزند ، انجمن یهودیها هم كمك نقدی و غیر نقدی (اکثراً درب آپارتمانشون کیسه ای جهت دریافت کمک آویزان نموده اند) به خانواده می کنند.(بعضي وقتها كه سوار اتوبوس میشن تعدادشونو نميشه شمرد)

1555456_10202384914677085_1483055913_n

پرینت و کپی نمودن:

اینجا امکان پرینت گرفتن (رنگی و سیاه سفید) ، پرینت عکس دیجیتال و کپی گرفتن در برخی فروشگاهها همانند آنگرو ، وال مارت ، فارماپخی ، … توسط دستگاه اتوماتیک وجود دارد.(در صورت انجام امور فوق توسط کارمند فروشگاه ، هزینه خدمات فوق بیشتر خواهد شد)

خرید وسایل از سایر کشورها:

اینجا تجارت جهانی آزاد هست و شما می تونید هر چیزی که می خواهید از سایر کشورها خریداری کنید و بدون پرداخت هزینه گمرکی و مالیات و تقریباً پس از 3 هفته جنس خریداری شده ، بدستتون میرسه (آمازون ، ای بی ، …)

بدون هسته بودن اکثر میوه ها:

اینجا اکثر میوه ها و مرکبات (پرتغال ، انگور ، هندوانه ، لیمو ، نارنگی ، …) که بیشتر آنها از اقصی نقاط دنیا (آمریکا ، آمریکای جنوبی و آفریقا) وارد کانادا می شوند ، بدون هسته هستند.

سایز مغازه ها و فروشگاهها :

اینجا سایز بعضی از مغازه ها مثل سیمون (خیابان سنت کترین) اندازه یک پاساژ هستش (سایر مغازه و فروشگاهها خیلی بزرگ است)

استفاده از تمامی امکانات موتور جستجو گوگل:

اینجا استفاده از گوگل خیلی مرسوم هست و بیشتر افراد برای اکثرجستجوهاشون از گوگل استفاده می کنند.اینجا اگه از گوگل به زبان انگلیسی و یا فرانسه برای جستجو استفاده کنید اولین مواردیکه پیدا میشه مطمناً پاسخ شما خواهد بود.اینجا گوگل خیلی کاربرد داره آدرس یابی با دادن کد پستی مبدا و مقصد و دریافت راهنمای کاربردی گوگل بصورت رفتن با ماشین سواری ، اتوبوس شهری ، دوچرخه و پیاده بهمراه دقیقه (در صورت دادن ساعت دقیق حرکت) و هزینه لازم (برای اتوبوس) از کاربردی ترین استفاده های گوگل هست.

1551699_10202384922357277_140001934_n

داشتن بالکن در آپارتمان:
اینجا داشتن بالکن برای تهیه باربیکیو (ذغالی در بیشتر آپارتمانها بدلیل پخش آلودگی ممنوع است) جزء مزیتهای اصلی یک آپارتمان خوب است.

اینترنت رایگان :
اینجا اینترنت رایگان در بیشتر مراکز خرید ، رستورانها (مک دونالد ،مافین ، … ) ، کافی شاپ (تیم هورتون، …) ، فرودگاه در دسترس همگان می باشد.

نداشتن پل عابر پیاده :
اینجا در داخل شهر پل هوایی عابر هوایی وجود نداشته و فقط بتعداد کم در اتوبانها قابل مشاهده است

پیاده رو های بتونی :
اینجا جنس پیاده روها بتون هست بجای موزاییک (بعلت دوام زیاد آن)

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/

«اینجا» و «اونجا»برگشت كامل پول گارانتي است-28

4

نگارنده: آقای رضا اسلامی  ، مرجع : کبک فرندز
FULL MONEY BACK GUARANTEE

اینجا در محصولات ساخت کانادا و بسفارش فروشگاههای معتبر همانند فارماپخی ، حتماً جمله معروف «برگشت کامل پول گارنتی است» را مشاهده میکنید.

اینجا تعویض و یا مرجوع نمودن محصولات خریداری شده توسط شما همانند یک قانون شده است.

اینجا در صورتیکه محصولات با تخفیفات خیلی زیاد بفروش رسانده شود (همانند پوشاک) امکان اینکه در فاکتورشما قید شود «فروش نهایی» وجود دارد و این بمعنی عدم امکان مرجوع نمودن جنس به هر دلیلی می باشد.

خاطره اول در اینجا :

«جنس فروخته شده پس گرفته می شود حتی داروی مصرف شده»

چند وقت پیش یکی از داروخونه ها (اینجا داروخونه ها مثل فروشگاههای زنجیره ای هستند و تحت چند نام فعالیت می کنند) در تخفیفات هفتگیش که دایم برقراره ، یه قرص رو (قرص کلسیم بهمراه منیزیم ، زینک و ویتامین دی) تو حراج گذاشته بود و قیمتش از 14 دلار به 6 دلار برای سیصد عدد قرص رسیده بود ، من هم برای مادرم 6 بسته خریدیم (معمولا خانومهای ایرانی مشکل پوکی استخوان و کمبود ویتامین دی رو دارند) که بتونه مصرف کنه ، بر حسب اتفاق یکی از دوستان قصد مسافرت به تهران رو داشت و زحمت 3 تا از قرصها رو برام کشید و بدست مادرم هم رسید. چند ماهی گذشت و هفته پیش خواهرم بمن گفت که یکی از قرصها سه ماه بیشتر تاریخ انقضا نداره و نمیشه تا پایانش استفاده کنیم.(یعنی در زمان خرید من شش ماه تاریخ انقضاء داشته است) خلاصه من هم سه تا از قرصها که اینجا داشتم نگاه کردم و دیدم دوتاش تا سه ماه دیگه و یکیش تا شش ماه دیگه منقضی میشه.خلاصه از اپراتور داروخونه محل پرسیدم که امکان عوض کردن دارو بعلت نزدیک بودن تازیخ انقضا هست ، اول فکر کرد که من در حال مصرف قرص هستم و گفت اگه قبض داشته باشی بیار برات عوض کنیم ، من هم گفتم قبض دارم و اصلا دربشو باز نکردم و اون هم گفت که اصلا وظیفه مون هست که تعویض کنیم.ازش پرسیدم من قرصها رو از یه شعبه دیگه خریدم میتونم بشما عودت بدم و اون هم گفت که مشکلی نداره.خلاصه امروز داروهای رو بهمراه فاکتور خریدم دادم صندوق دار و اون بمن گفت که میتونم به اندازه 19 دلار (قیمت داروهای پرداختی) از هر جنسی که تو مغازه هست خرید کنم (البته امکان پس گرفتن پول هم بود که من چون قصد خرید داشتم نگرفتم) و من هم دو تا دستکش بافتنی و دو تا قرص مجدداً خریدم و باز فاکتور جدید بمن دادند و مسئله به خیر و خوشی حل شد.

1533827_10202363574823602_256286047_n 69546_10202363572423542_1225265462_n
خاطره دوم در اونجا :

«جنس فروخته شده بهیچ عنوان پس گرفته نمی شود حتی شما دوست عزیز»

حدود سال 1381 بود که من و یکی از دوستانم بطور اتفاقی رفته بودم پاساژ فردوسی (بازار عمده فروشهای لباس) و یک تی شرت خیلی خوب دیدیم ولی چون 4 تا داخل بسته داشت با دو تا دیگه از دوستانم هماهنگ کردیم و اونها هم گفتند اگه کیفیت خوبه برای اونها هم بخریم (اون موقع 5 هزار تومان بابت هر کدوم دادیم که نسبتاً پول کمی برای یک تی شرت ساده نبود) خلاصه چون تعطیلات عید نوروز بود دیگه همدیگه رو ندیدم و بعد از عید از حال هم جویا شدیم که در این احوال پرسیها فهمیدیم تی شرت دو تا از دوستان از یک نقطه مشترک دچار مشکل شده ولی دو تا دیگه از دوستان (یکش برای من بود) بعلت عدم استفاده هنوز معلوم نشده بود.خلاصه قرار گذاشتیم تی شرت سوم بپوشیم و ببینیم ادعای دوستان درست هست یا نه! و بعد از چند روز دیدیم که بله دقیقا از همون محل دوتا تی شرت قبلی ، دچار مشکل شد، ما هم ناراحت رفتیم سراغ فروشنده و دیگه خوب همه میدونیم چی شد.ما با زبون خیلی محترمانه از فروشنده خواستیم اگه حرف ما رو قبول نداره بیاد یه لطفی کنه و تی شرت آخری که استفاده نشده بود رو برای مدت یک هفته بپوشه تا ببینه ادعا ما درست هست یا نه (البته با چندین بار مراجعه حضوری ، طرف راضی شد) و ما رفتیم تا یک هفته دیگه ، ولی وقتیم برگشتیم طرف بخودش زحمت امتحان کردنشو هم نداده بود و خلاصه ما هم 4 تا تی شرت در مغازش گذاشتیم و گفتیم سر پل صراط از بالای پل پرتت میکنیم پایین و اومدیم و باز و مسئله به خیر و خوشی حل شد.

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/

«اینجا» و «اونجا»مسقف بودن کامیونها و وانتها , سازمان حمایت از مصرف کنندگان-27

4

نگارنده: آقای رضا اسلامی  ، مرجع : کبک فرندز

1. مسقف بودن کامیونها , کامیونتها و وانتها : 

اينجا مسقف بودن کامیونها ، کامیونت ها و وانت ها جهت جلوگیری از ریزش احتمالی محموله بر روی سایرین اجباری هست.سقف اینگونه ماشینها از نوع دایمی می باشد (بجز کامیونها حمل مصالح ساختمانی که دارای چادر کرکره مخصوص اتوماتیکی می باشند)

اینجا قفل نمودن درب عقب اجباری است و قفل آن کاملا مهندسی طراحی شده است تا از باز شدن اتفاقی نیز جلوگیری شود.

اینجا درب عقب کره کره ای طراحی شده و بسمت زیر سقف کامیون جمع می شود.

اینجا با توجه اینکه دارای دریاچه های و رودخانه های فراوانی می باشد ، افرادیکه از قایق شخصی در جاده ها توسط یدک کش تردد میکنند نیز باید اقدام به کشیدن چادر بر روی آن کنند.

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/

8210_10202339169533485_157288784_n 1497340_10202339169293479_1771758884_n

2. سازمان حمایت از مصرف کنندگان : 

نگارنده: آقای رضا اسلامی  ، مرجع : کبک فرندز

اینجا سازمان حمایت از مصرف کنندگان خیلی قدرتمندی داره ، بخاطر همین تمامی فروشگاهها خیلی از این سازمان بقول خودمون «می ترسند» و اگه روزی با فروشگاهی بمشکل برخوردید فقط کافیه با این سازمان تماس بگیرید.این هم سایت این سازمان در کبک که دارای بخشهای مختلفی مثل شکایت نمودن از فروشگاه ، نکات مهم در خرید ، نکاتی که هر مصرف کننده باید ازش اطلاع داشته باشه و … 

http://www.opc.gouv.qc.ca/

اینجا معنی درست این جمله رو که میگن «مشتری یعنی خدا» رو بعد از مدت کوتاهی براحتی و عمیقاٌ متوجه خواهید شد.

یه خاطره: کم فروشی در محصولات تولید اونجا

در سال پایانی حضورم در اونجا ، با یه شرکتی بصورت مشاوره کار میکردم و کنترل کیفیت محصولات بعهده من بود.این شرکت بصورت برون سپاری و واگذاری برند به تولیدکنندگان مختلف مواد غذایی فعالیت می کرد و ما مسوولیت نظارت در زمان تولید و در زمان دریافت محصولات تولید شده در انبار خودمون بصورت رندمی بر عهده داشتیم.از اوایل سال 91 و بعلت نوسانات نرخ دلار ، بحث کنترل خیلی سختر شد بطوریکه تولیدکنندگان وزن خالص محصولات را کاهش داده و به بازار عرضه می کردند و ما هم چون یکی از اولین پارامترهای کنترلی وزن خالص محصول بود به این موضوع پی بردیم و با پیگیری های متعدد ، نتونستیم کاری پیش ببریم.علتش هم این بود که تولید کنندگان اظهار می کردند در بازار همه محصولات بهمین صورت عرضه میشه و ما نمیتونیم با رعایت صحیح وزن خالص با سایرین رقابت کنیم.(حتی شرکتهای کاملا دولتی) من تصمیم گرفتم این مشکل رو با «سازمان حمایت از مصرف کنندگان» پیگیری کنم و ضمن اطلاع رسانی درخواست بررسی وزن این محصول (پنیر 400 گرمی آبدار) کنم البته قبلش تمامی نمونه های محصولات رقبا رو از بازار تهیه کردم و در آزمایشگاه با یک ترازو ساده بررسی و مشاهده کردم حداقل 50 تا 70 گرم از وزن خالص محصول کم شده و عوضش آب پنیر زیاد شده است.در تماسهای متوالی با این سازمان (اتفاقاً نفری که باهاش پیگیر بودم آدم خوبی بود) ، به نتیجه خاصی نرسیدم و ایشون میگفتند ما محصول رو روی ترازو میذاریم وزن 400 گرم نشون میده و من هم میگفتم خوب پس آبش رو لحاظ نمیکنید که جواب میدادند ما محدوده اختیاراتمون تا همین حد است و برای این بررسی باید از سازمان استاندارد تهران درخواست کنید.(اون هم داستان خودشو داره) و بالاخره من هم بهشون گفتم که وظیفه شما بعنوان سازمان حامی مصرف کننده همین حمایتهاست که نمیکنید.(البته من چندین مرتبه داستان گرون فروشی رو با تعزیرات حکومتی پیگیری کردم و خوب نتیجه گرفتم که مربوط به قبل از مسایل دلار بود ولی بعد از اون اینقدر سرشون شلوغ شد که دیگه از کنترلشون خارج شد)

خیلی جالب بود در زمانیکه من داشتم بررسی کمبود وزن پنیر 400 گرمی رو انجام میدادم در رادیو مصاحبه ای رو با گوشهای خودم شنیدم با رییس اتحادیه محصولات لبنی در همین خصوص که وزن پنیر کم شده و طرف قاطعانه منکر همچنین چیزی شد و گفت هر کسی مدرک داره بیاد نشون بده.

خلاصه معنی این جمله که در قرآن اومده که «وای بر کم فروشان» رو بخوبی متوجه شدم بخاطر اینکه وقتی کسی یا تولید کننده ای از کم فروشی که براحتی توسط مردم قابل تشخیص هست نمی ترسه پس میتونه به خیلی حقه های دیگه که اصلا قابل تشخیص توسط متخصصین هم نیست براحتی آب خوردن دست بزنه.

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/

995625_10202352144417849_2051415134_n 1511693_10202352148417949_941558392_n 1521912_10202352146217894_1801577914_n 1526503_10202352145897886_500743328_n

«اینجا» و «اونجا»مترو و برنامه های هفتگی محلی-26

4

نگارنده: آقای رضا اسلامی  ، مرجع : کبک فرندز

1- مترو :

«طراحی فوق العاده ایستگاه مترو جهت تعویض خطوط»

اینجا جهت تسهیل جابجایی از یک خط مترو به خط دیگر (در دو ایستگاه لیونل گرو و اسنودان) ، اغلب حتی بدون تغییر در سطح (ارتفاع) ، می توان اینکارو انجام داد.

بطور مثال در این دو ایستگاه در صورتیکه شما از اولین ایستگاههای حومه شهر (کت وقتو و یا آنگرینیو ن در دو خط متفاوت) قصد رفتن به مرکز شهر را داشته باشید (ایستگاه مک گیل) و بخواهید در ایستگاه لیونل گرو خط خود را تعویض نمایید شما نیاز به جابجایی در ارتفاع و استفاده از پله نداشته و فقط با طی مسافتی حدود چند قدم به خط دیگه می رسید (و بر عکس از سمت مرکز شهر بسمت اطراف شهر بخواهید خط رو عوض کنید) و در صورتیکه بخواهید به اطراف شهر با استفاده از خط دیگه هم برید نیاز به استفاده از پله های زیاد نداشته و فقط با طی چندین پله این تعویض صورت می گیرد.

اینجا علیرغم قدیمی بودن سیستم مترو مونترال (در دهه 60 میلادی شروع بکار کرده است) دارای شلوغ ترین سیستم مترو در کانادا و سومین در آمریکای شمالی با تعداد یک میلیون و دویست هزار نفر جابجایی در روز (پس از نیویورک و مکزیکو سیتی) و در جذب مسافر پس از نیویورک دومین در آمریکای شمالی هست.

مترو مونترال از مترو پاریس الهام گرفته شده بود ولی به نوبه خود نیز الهام بخش برای مترو شهرهای لیون ، مارسی و مکزیکو سیتی بوده است که همه آنها مشابه مترو مونترال از طراحی لاستیک چرخ ماشین بجای چرخ ریلی استفاده می کنند

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/

1002471_10202278151368069_905027400_n 1480565_10202277589994035_1725027534_n

2: برنامه های هفتگی محلی : 
نگارنده: آقای رضا اسلامی  ، مرجع : کبک فرندز

اینجا علاوه بر فستیوالهای معروف تابستانی و زمستانی ، در محلات برنامه های متفاوتی در طول سال طراحی شده تا از این طریق مردم تشویق به خارج شدن از منازل بشوند.این برنامه های در مراکز تجاری محلی ، کتابخانه ، سالن شهرداری ،… برقرار بوده و می توان توسط تابلو (بیلبورد کوچک) شهرداری مستقر در محل ، وب سایت شهرداری محل ، کتابخانه ، روزنامه رایگان محلی و دوستان از آن مطلع شد. برخی برنامه های همانند گاراژ سیل سالیانه (یکبار در سال) ، نمایشگاه فروش محصولات کشاورزی ارگانیک و محلی ، فروش اجناس عتیقه ، آوردن حیوانات در مراکز تجاری ، اهدا رایگان درخت و بوته در روز درختکاری با ارایه مدرک سکونت در محله ، حراجهای فروشگاههای محلی ، در اختیار گذاشتن زمین به افراد مسن جهت زراعت در تابستان ، جشن روز کانادا و کبک بهمراه موسیقی زنده و … می باشند. این هم وب سایت شهرداری محل (کت سنت لوک) و سخنرانی شهردار به دو زبان برای مردم در صفحه اول و همچنین جدول برنامه های آتی محلی :http://www.cotesaintluc.org/welcomepage عکسهای پیوست برخی فعالیتهای اخیر و نیز آخرین فعالیت محل که آوردن حیوانات بامزه بداخل مرکز تجاری محلی بوده را بنمایش میگذارد.

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/

1524993_597915923614989_356785470_n 1531815_597915976948317_712824237_n

«اینجا» و «اونجا»مراکز تجاری محلی-25

4

نگارنده: آقای رضا اسلامی  ، مرجع : کبک فرندز

اینجا در تمامی محلات شهرداری حداقل یک و یا دو مرکز خرید بزرگ «یک طبقه» وجود داره که دارای امکانات خوبی هستند.این مراکز خرید دارای پارکینگ رایگان تا پایان ساعت کاری فروشگاهها بوده و نزدیکترین پارکینگها متعلق به افراد «توانایی جسمی کاهش یافته» می باشه اینجا حتماً در این مراکز یک فروشگاه مواد غذایی بزرگ مثل آی جی آ ، مترو ، سوپر سی ، پروویگو ، … (امکان خرید و تحویل بصورت رایگان در اتومبیل شما نیز در برخی فروشگاهها مثل آی جی آ مهیا میباشه) ، یک داروخانه مثل فارماپخی یا جانکوتو (این داروخانه ها تا ساعت 9 شب همیشه باز هستند و در برخی محلات پر تردد تا 11 شب و بهترین مکان جهت خریدهای پیش بینی نشده و ناگهانی می باشند که در این نوع داروخانه ها شما علاوه بر دارو و لوازم آرایشی و بهداشتی می تونید مواد غذایی و الکترونیکی و برخی خدمات همانند کپی ، پرینت عکس ، شارژ بلیط مترو ، باجه پست کانادا جهت ارسال و دریافت بسته پستی شما و … استفاده کنید البته تنوع اونها بمراتب کمتر از سوپر مارکتهای بزرگ هستند) ، یک فروشگاه دلاراما ، چندین آرایشگاه (بیشتر مشتریان اینگونه آرایشگاهها خانومهای مسن می باشند) ، چندین بوتیک لباس ، چندین فست فود مثل مافین که شما میتونید از اینرنت رایگانشون استفاده کنید ، یک مغازه مشروب فروشی که بطور انحصاری «سک» می باشه (البته مشروبات الکلی در سوپر مارکتها نیز موجوده ولی تنوع مغازه «سک» رو نداره) ، یک مغازه اتوشویی (البته خودتون زحمتشو بکشید بهتره چون زیر بیست دلار معمولاً براتون شستشو و اتوکشی تموم نمیشه) ، سرویس بهداشتی عمومی ،یک مغازه در وسط پاساژ به اسم لوتو کبک (شما میتونید شانس برنده شدنتون در یک بلیط بخت آزمایی امتحان کنید که دارای تنوع خیلی زیادی می باشه بطور مثال در یک نوع آن ، با خرید یک بلیط 4 دلاری و در صورت برنده شدن بطور هفتگی تا پایان عمر 1000 دلار دریافت میکنید) ، چندین شرکت فروش سیم کارت و گوشی (بهترین مکان برای اخذ اطلاعات در خصوص بهترین پیشنهاد ماه شرکت ها می باشه و معمولاً تخفیفات اینگونه شرکتها در وب سایت هاشون آورده نمیشه و شما با چندین مرتبه مراجعه در ماههای متوالی سال این شانسو دارید که با عجله نکردن در انتخاب و خرید بهترین گزینه ها رو از بین شرکتها مختلف انتخاب کنید مثلاً دوست من از شرکت راجر با همین روش تونست در یک مورد تخفیف ، گوشی آیفون 5 رایگان با 150 مگ بایت اینترنت روی گوشی و دو سال قرارداد با هزینه ماهیانه 40 دلار البته با زمان مکالمه محدود 1000 ساعت در ماه ، تهیه کنه) ، یک بانک که معمولا آر بی سی هست.

 

 

 

 

1558540_594006617339253_403568651_n

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/

 

«اینجا» و «اونجا»همیشه اولین ها تو ذهن آدم حک میشن-24

4
نگارنده: آقای رضا اسلامی  ، مرجع : کبک فرندز
همیشه اولین ها تو ذهن آدم حک میشن

ماه می 2013 ، یه روز تعطیل (شنبه) که من مشغول گذروندن یه کلاس کوتاه مدت بودم ، دوستم بمن اس ام اس زد که دوست داری یه کار تو فروشگاه مواد غذایی بزرگ رو تجربه کنی و مشغول بکار بشی ، من هم که بهش فکر نکرده بودم شروع کردم با دوستم اس ام اس بازی که داستان چیه و کار چیه و از این جور حرفها ولی چون خودش هم سرکار بود نمیشد بهش زنگ زد و فهمید که قضیه از چه قراره (دوستم دانشجوی دکترای مگ گیل هست) خلاصه من قرار شد کلاس رو ول کنم و برم با مدیرشون صحبت کنم ببینم کار چیه و اصلا میتونم یا نه ، خلاصه اسم مدیرشو پرسیدم (جمیل) و به گمانم یه فرد عرب اومد و رفتم تو فروشگاه و گفتم با آقای جمیل کار دارم ، ایشون اومد و من هم شروع کردم انگلیسی صحبت کردن که منو فلانی معرفی کرده و میخوام ببینم کار چیه ، بمن گفت ایرانی هستی ، منم گفتم آره و گفت منم ایرانی هستم ، خلاصه بدون معطلی گفت «اهل کار هستی» ، گفتم آره ، گفت پس از همین الان شروع کن بکار خیلی سرمون شلوغه (داستان از این قرار بود که چند تا کارمندشون رفته بودند مرخصی و دست و بالشون تنگ شده بود و عجیب به یه نفر نیاز داشتند ، من هم شروع کردم کمکشون کردن جوریکه بعد از یه هفته کار مداوم جمیل بمن گفت تو بدون گذروندن آموزش تونستی از روز دوم کار رو بتنهایی انجام بدی و این خیلی براش جالب بود چون اصلا کسی نبود که بخواد آموزش بده بمن) ، یه ساعت که گذشت ، یه نفر خوش تیپ منو دید و گفت تو همونی که تازه اومدی ، منم گفتم آره ، گفت «اسم من پیتر هست» ، من مدیر فروشگاه هستم و 150 نفر حدودا پرسنل داره و لی هر وقت هر مشکلی داشتی بمن بگو برات حل کنم ، تا این لحظه مشکل خاصی برام پیش نیومده ولی این حرف پیتر خیلی بدلم نشست و هر وقت منو میبینه (و سایر پرسنل رو) با لبخند و روی باز سلام میده (البته کلاس کاریشم حفظ میکنه) و واقعاً مدیر لایقی هست.چند روز پیش یه مشتری از من جای یه محصول پرسید و من هم مثل همیشه نمیدونستم و بهش گفتم از کس دیگه بپرسه ، چند دقیقه بعد دیدم پیتر داره با این مشتری میاد و با تلفن بیسیمش داره از مسوول چیدمان محصولات در فروشگاه میپرسه این محصول کجاست و بالاخره در فاصله یک متری من برای مشتری پیداش کرد.(متاسفانه این محصول مربوط به قسمت من بود ولی من تا بخوام با محصولات زیاد و تنوعشون آشنا بشم دیگه پیر شدم از بس زیادن و من کم حافظه) خلاصه مشتری خوشحال رفت و پیتر اصلا به روی خودش نیاورد که من چرا حوالش دادم به کس دیگه. یکی دو روز پیش یه کارت پستال روی تابلو اعلانات دیدم و خیلی برام جالب بود ، یه مشتری از پیتر بخاطر رفتارش تشکر کرده و امضا کرده «مشتری باوفا شما» اصلا تعجب نکردم چون از «پیتر» جز این نباید انتظار داشت.خیلی دوست داشتم یه عکس بگیرم و براتون بزار که تا الان مقدور نشده

t2 t3.