شرح مصاحبه آقای سینا گیلاسی

4

لینک اصلی مطلب در فیس بوک

می نوش ندانی ز کجا آمده‌ای
خوش باش ندانی بکجا خواهی رفت

و اما …

فایل نامبر 21 سپتامبر 2011
نامه آپدیت 24 اکتبر 2014
ارسال مدارک آپدیت 12 نوامبر 2014
نامه انتظار مصاحبه 17 ژانویه 2015
نامه مصاحبه 10 مارچ 2015
مصاحبه 12 می 2015

روزهای قبل از مصاحبه احساس عجیبی داشتم انگار کل اطلاعات مهاجرتی و کبکی همه پاک شدن و بشدت مشغول خوندن بودم. روز قبل از مصاحبه پیاده رفتم از هتل خودم تا هتل شرایتون خیلی مسیر سرراستی هستش و یه جورایی چون شنیده بودم تاکسی ها مسیر طولانی می کنند.

روز مصاحبه 1 ساعت زودتر ساعت 11:45 دقیقه به هتل رسیدم. خانم آفیسر اومد و منو راهنمایی کرد بداخل اتاق، کمی استرس داشتم طبیعی بود به نظر خودم.

خانم آفیسر مهربون بود و از همون اول خواست نشون بده که من با شما راحت هستم شما هم همینطور قهوه تعارف کرد منم تشکر و ….

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/3

سوالات شروع شد

خانم آفیسر به من گفت من اینجا هستم تا مدارک شما را چک کنم

مدرک تحصیلی لیسانسم گرفت بهمراه ریزنمرات و چک کرد.

و بعد رفت سراغ مدرک زبان، من بهش گفتم مدرک زبان فرستادم و ایشون هم اصلش را بهم برگردوند. در مورد آیلتس هم همینطور، میخواست اصلش را بهم بده ولی قبلش یک کپی ازش میخواست که متاسفانه پرینتر و اسکنرش شانس من خراب شد و من بهش گفتم نمیخوام اصل آیلتس را بردارید.

یک دفعه سرش اورد بالا گفت الان شغلت چیه؟ منم گفتم من دانشجو هستم و کار نمی کنم برای همین رفت سراغ نامه های کاری قبلیم از دو تا شرکت و من یکی از نامه های شرکت دوباره برده بودم مربوط به سال 2011 بهش دادم و شروع کرد بررسی؛ چون نامه قبلی من فارسی بود و نامه جدید به انگلیسی بعد پرسید چرا یکی فارسی و دیگری بانگلیسی منم توضیح دادم یخاطر اینکه در نامه آپدیت نوشته شده همه متن ها باید ترجمه بشوند. ولی کمی شک کرد برای همین یک ذره بین درآورد و یک دفعه انگار مچ یک مجرم گرفته هر دو رو خیلی با دقت بررسی کرد و فکر می کنم خواست عکس العمل منو ببینه. خلاصه بخیر گذشت هر چند من هم حقیقت گفته بودم

بعد پرسید چرا رفتی مالزی درس بخونی منم توضیح دادم و دوباره پرسید چرا همونجا نموندی و منم گفتم کشور مهاجرپذیر نیست و ….

بعد پرسید کجای کبک میخوای بری، منم گفتم مونترال. پرسید چرا منم دلایل خیلی معمولی و جنرال گفتم.

بعد پرسید برای کار چکار کردی منم گفتم از توی چند تا سایت آگهی شغلی برداشتم و با چند تا شرکت توی کبک شناسایی کردم خیلی براش جالب بود طوری که فقط نپرینت های شرکت ها رو دید،

بعد پرسید کانادا کسی داری منم جواب دادم، مخصوصا هم گفتم تورنتو (اصلا براش مهم نبود کجای کانادا)

آخر همه این صحبت ها بهم گفت ارزش های کبک می دونی منم گفتم بله ووو گفت یکی بگوو منم یکی گفتم.

بعد گفت تبریک میگم شما قبول شدی.

و من هم خوشحال شدم و ازش تشکر کردم.

از مصاحبه برداشت من اینطوری بود

1- همه قبول میشنود
2- مدارک اصل فقط چک میشود
3- نیازی نیست خیلی اطلاعات ریز مربوط به کانادا رو داشته باشیم.

از تمام دوستان هم تشکر می کنم بابت این همه انرژی مثبت

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/3

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s