شرح مصاحبه آقاي فريد رضايي

4

لينك اصلي مطلب در فيس بوك

فوریه آنکارا ، هتل شرایتون ….
سلام به همه شرمنده که با تاخیر شرح مصاحبه رو می نویسم واقعا خسته بودم( اولین توصیه اگه براتون امکان داره حداقل 24 ساعت قبل مصاحبه به آنکارا یا ابوظبی برین یا بیاین چون بتونین استراحت کنین ما در این مورد اشتباه کردیم) مصاحبه ما ساعت 13:00 به وقت آنکارا بود من صب از رسپشن هتل پرسیدم گفت مصاحبه ها از ساعت 8 شروع میشه ولی ما کسی رو تو هتل که برای مصاحبه اومده باشه رو ندیدیم ، یکی از دوستان که فردا مصاحبه داشت و با ما در هتل بود دیده بود یه پسر جوون ( همون مارک عزیز) تو اطاقی در طبقه اول هتل نشسته ما بعد از آماده شدن به لابی هتل رفتیم غیر از مهشید خانوم که فردا مصاحبه داشت کسی در لابی نبود.

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/3

 قبل از ما هم محمد و مونا مصاحبه داشتن ساعت 12:30 ولی ما ندیدیمشون چون زودتر از ساعت 12 اومده بودن و از اونچایی کسی نبود مصاحبشون زودتر شروع شده بود. ساعت حدودا اگه اشتباه نکنم 12:45 بود که من و همسر عزیز خواستیم بریم طبفه اول و در سالن انتظار باشیم. که یهیهویی درب آسانسور باز شد و 2 چهره خوشحال و خندان محمد و همسرشون مونا خانوم رو دیدیم همونجا من به شخصه کلی انرژی گرفتم. یه خورده با هم صحبت کردیم و با کلی روحیه و انرژی مثبت رفتیم برای مصاحبه. به طبقه بالا که رفتیم یه خ.رده در سالن انتظار نشسته بودیم که یه پسر بسیار بسیاز نایس ما رو صدا گرد ، من به فرانسوی احوال پرسی کردم ولی اون به انگلیسی جواب داد همین کارش دوباره من و تقویت کرد فهمیدم هر جا کم بیارم زبان انگلیسی به کمکم میاد. آلوغ وارد اطاق شدیم یه اطاق با پارتیشن شیشه ای یه میز بزرگ اداری بعد توضیحات اولیه که چرا ما اینجا هستیم و …. گفت اگه می خوای مدارکت رو رو میز بچین و من هم گفتم واویلا الان می خواد تک تکشون و چک کنه و سوال بپرسه من هم سریع چیدم . خوب پاسپورت ها لطفا، بعد از ارسال آپدیت کدوم یک از مدارکت رو آپدیت کردی؟ گفتم بیمه . گفت پس بیمه لد فن و اینجا بود که گیر اول رو داد. گفت تو سابقه کاری که فرستادی در تاریخ فلان تا فلان اعلام کردی که در شرکت ایکس کار می کنی ولی در فرم بیمت در اون تاریخ شرکت آلفا بیمه تو رو پرداخت کرده که من توضیح که شرکت ایکس پیمانکار بوده و شرکت آلفا کارفرما و طبق قراردادشون شرکت کارفرما باید بیمه کسانی که تو پروژه کار می کنن رو پرداخت کنه بعدش گفت مدرکی داری که نشون بده این قضیه درسته که من فک کردم منظور من و متوجه نشده و من درست به فرانسه نتونستم بگه ، ایجا یه مقدار حول شدم و سعی کردم دوباره براش توضیح بدم و اون دوباره همون سوال رو پرسید دیدم بابا انگار طرف تو باغ نیست و از اونجایی که اول مصاحبه خط و داده بود دستم شروع کردم به انگلیسی توضیح دادن چشمتون روز بد نبینه 3 کلمه انگلیسی می کفتم 2 کلمه فرانسه اینجا اونم زد جاده خاکی و به انگلیسی بهم گفتم متوجه شدم چی می گی ولی مدرکی می خوام که تو رو به ایمانی ربط بده که گفتم ندارم اونم گفت اوکی مهم نیست. و شروع کرد به تایپ کردن … و باز هم تایپ …. هنوزم داشت تایپ می کرد فک کنم یه 10 مین تایپ کرد بعد پرسید راج به رشتت و نظام تو کبک چی می دونی ( این تنها سوالی بود که فک می کردم روش مسلطم ) و شروع کردم به توضیح دادن که دیدم داره لبخند می زنه بعد فهمیدم دارم انگیلیسی فرانسه حرف می زنم ، ازش معذرت خواهی کردم و گفتم یه مقدار حول شدم و اون گفت طبیعیه من اینجا نمی خوام سطح زبانت رو بسنجم. گفت تو هر جور دوست داری حرف بزن. بعد راجع به دستمزد مهندس عمران در کبک ازم پرسید که منم بهش گفتم . سوال بعدیش مشکلاتی که برای پیدا گردن کار در کبک داری می دونی چیه ؟ گفتم خوب اول اینه که من تجربه کبکی ندارم و اینکه تا عضو نظام نباشم نمی تونم به عنوان مهندس عمران کار کنم ولی به عنوان تکنسین می تونم … گفت خوبه بعد پرسید فک می کنی تو چه مدت بعد از ورودت به کبک بتونی کار پیدا کنی ؟ با توجه به شناختی گه از خودم دارم امیدوارم سریع بتونم کار پیدا کنم ولی نه با عنوان مهندسیم … گفت خوبه همین ……….. فک کنم همین که میدید متوجه منظورش می شم براش کافی بود حوصله تو ضیح اضافی نداشت البته بگم همه این حرفایی که زدم مخلوطی از فرانسه و انگیلیسی بود و دوباره شروع به تایپ گردن نمودند….. تایپ …….. هنوز داشت تایپ می کرد حالا تا ایشون دارن تایپ می کنن چند تا نکته رو بگم ….. اولا اینکه بسیار بسیار فرد نایسی بود و اصلا بهت استرس نمیده اومده ببینه مدارکت درسته یا نه کاری به سطح زبانت نداره. و بیشتر به حالت های حرف زدنتون دقت می کنه تا ببینه خدای نکرده زبونم لال بهش دروغ می گین یا نه …. آها حالا تایپش تموم شد و به خانومم که تا الان سوالی ازش نکرده بود نگاه کرد ازش پرسید رشتت چیه؟ همسرم گفت پزشک هست . بعد ازش پرسید میدونی باید نظام داشته باشی و همسرم با تسلطی مثال زدنی مراحل اوقدق رو بهش گفت و ایشون هم سری به عنوان تایید تکون داد و ایجا بود که همسرم من رو سفید کردو ازش پرسید کجا فرانسه یاد گرفتی و همسرم تو ضیح داد. و دوباره تایپ …. و تایپ و ……… به جان خودم هنوز داشت تایپ می کرد فک کنم بازم یه 10 مینی سرش تو لپ تاپش بود بعدش گفت ژ اکسپت وو ……. یه سری توضیحات که من اصلا متوجه نشدم بعد خواست پرینت بگیره که پرینترش گیر کرد یه 4و 5 دقیقه ای باهاش ور رفت و در نهایت پرینت گرفت و بهمون تبریک گفت و ……

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/3

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s