شرح مصاحبه خانم شيوا قويمي

4

لينك اصلي مطلب در فيس بوك

سلام دوستان عزیز
من 11 دسامبر مصاحبه داشتم و قبول شدم
سوالها :
1- تفاوت س و کبکی با بقیه س و ها چیه و چرا ؟
من تفاوت رو گفتم ولی علتش رو نمیدونستم و گفتم نمیدونم
2- درمورد وظایف پرستار پرسید
3- چرا این رشته رو انتخاب کردی ؟
4-چجوری کار پیدا میکنی؟
5-چجوری خونه پیدا میکنی؟
6-دوست داری خونه ای که میگیری چجوری باشه؟ و چه قیمتی ؟
7-پرستاری تو ایران و کبک چه فرقی میکنه؟
8- کدوم شهر رو برای زندگی انتخاب کردی و چرا؟
من مونترال رو گفتم
9- خیابونهای مونترال رو میشناسی ؟ کدوم محله رو انتخاب کردی و چرا ؟
10- جدیدترین اخبار کبک چی بوده؟
11-واحدهای پراتیک تو دانشگاه چجوری بود ؟

کلا نیم ساعت شد

البته ظاهرا مصاحبه ها دیگه ابوظبی نیست و آنکارا هست

ولی چند نکته هست :
1- حتما هتل نزدیک محل مصاحبه باشه
2-روزقبل محل رو ببینید
3-از یکساعت قبل اونجا باشین
4-دیر نکنید چون بسیار عصبی میشن
5-اگه در مورد خودتون و شغل و رشته اتون چیزی پرسید که نمیدونستید اصلا نگید نمیدونم !!! همینجوری یه چیزی بگید و اینو یادتون باشه که اونا در مورد جزییات شغل و رشته شما چیزی نمیدونن
از من پرسید وظایف پرستار تو کبک چیه ؟
منم همون وظایف خودم تو ایران رو گفتم
ولی از نفر قبلی من پرسیده بود وظایفت تو کبک چیه اونم گفته بود نمیدونم !!! و ظاهرا خیلی عصبانی شده بوده

این زودتر رفتن به من خیلی کمک کرد چون من درمورد سوال 1 و 10 نمیدونستم چی باید بگم و از دوستانی که قبل از من مصاحبه داشتن پرسیدم
چون از اونها هم پرسیده بود
هیچ کدوم از سرچهامو ندید
فقط شناسنامه و مدرک لیسانسم رو گرفت

فقط با اعتماد به نفس کامل و با صدای رسا صحبت کنید

من سطح زبانم متوسطه ب1 داشتم و به علت فوت مادرم کلا 8 ماه لای کتاب و جزوه هامو باز نکردم و بعدش فقط سوالهای مربوط به مصاحبه رو خوندم
و بعضی مواقع نمیفهمیدم چی میگه و ازش خواهش میکردم که دوباره سوالش رو تکرار کنه
حتی مدرک زبان هم نخواست
امیدوارم شرح مصاحبه من براتون مفید باشه
باز هم اگه سوالی دارید من در خدمتم

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/3

شرح مصاحبه آقاي آرمين موحدي

4

لينك اصلي مطلب در فيس بوك

با عرض سلام خدمت تمام دوستان محترم
من در تاریخ 9 دسامبر ساعت 11:30 مصاحبه داشتم . راستش چون یه 2 روزی تو کما بودم نتونستم شرح مصاحبه رو بنویسم ولی الان که از کما خارج شدم می خوام شرح مصاحبه بصورت کلی بنویسم.
بهترین مسیر برای رفتن به اوظبی از دبی انتخاب مسیر مترو بسته به محل اقامتتون در ایستگاه الغبیبه در خطوط قرمز پیاده می شوید و وارد ترمینال اتوبوس رانی می شوید که با هزینه 25 درهم البته توسط کارت نول که در مترو باید تهیه کنید به راحتی به ابوظبی می رسید.( این روش مقرون به صرفه ترین روش برای رسیدن به ابوظبی هست).
بعد از رسیدن به ابوظبی هم با یه تاکسی یا البته اتوبوس به راحتی به ابوظبی مال می رسید.
من 1 ساعت زودتر رسیدم و صبر کردن تا ساعت 11 و بعد رفتم داخل. بعد از چک کردن مدارکم توسط مسئول حفاظت تا ساعت 12 منتظر ماندم. قبل از من یه زوج در داخل اتاق 4 بودن که یکدفعه اومدن بیرون و بعد از 5 دقیقه دوباره رفتن داخل ولی درنهایت اینجور که خودشون می گفتم جواب درستی نگرفته بودن.
در هر حال من رفتم داخل و بعد از سلام به من محترمانه گفت که مدارکت رو آماده کن و روی میز قرار بده و بعدش با چک کردن پاسپورت و شناسنامه شروع کرد و سوال اولش این بود که مجرد هستی یا متاهل و وقتی گفتم مجرد گفت بچه داری یا نه. منم گفتم وقتی مجردم پس بچه ندارم. داستان ما از این جا شروع شد و با سوال در رابطه با مدرک تحصیلی و شغل ادامه پیدا کرد .
رشته من مهندسی مکانیک خودرو هست و با 12 امتیاز البته من فوق دیپلم مکانیک هم دارم که اونم جدا از خود 12 امتیازیه. بعد از چک مدارک تحصیلیم رفت سراغ کار و پرسید کجا کار میکنی و منم گفتم برای یه شرکت نفتی آمریکایی کار می کنم که تو 85 از کشور های دنیا شعبه داره و مونترال هم هستش ولی هیچ عکس العملی ندیدم بابت تایید بعد رو نقشه مونترال آدرس خونه و شرکت رو نشان دادم که باز گیر داد که اسم این خیابان که می گی اشتباه هست. منم چون یه نقشه با زوم بالا داشتم بهش نشون دادم خلاصه فهمید که من راست میگم . سوالات 2 تا انگلیسی و 3 تا فرانسه بود دائم با هم عوض می کرد و منم کلا داشتم قاطی می کردم ولی خداروشکر همه چی تو نیم ساعت اول خوب پیش رفت تا دوباره شروع کرد به سوالات فرانسه سختر ( به جرات هر سوالش 30 ثانیه طول می کشید تا تموم بشه) راستش من تو جواب های انگلیسی خیلی خفن و با لهجه بهش جواب دادم فکر کنم با این قضیه هال نکرد. خلاصه نوبت به پیچوندن من رسید . میگفت اگه کار پیدا نکردی چی کاری می کنی منم جوای منطقی بهش می دادم ولی هیچ عکس العملی انجام نمی داد و اصلا عین خیالش نبود که بابا شرکت ما تو مونترال هستش و من براحتی بعد ویزا می تونم اونجا کار کنم.
خلاصه سرتونو درد نیارم بهم گفت امتیاز تو 46 هستش و ریجکتی. راستش من تو جواب های آخر یه مقدار خراب کاری کردم ولی نه در این حد که ریجکت بشم. بازم یه چیزایی تایپ می کرد و می گفت نمی تونم باست کاری کنم سطح زبانت اصلا خوب نیست. من تو فرم های سال 2011 سطح زبانو زده بودم ب1. به این مساله کلید کرد گفت تو ب1 نیستی منم گفتم هر چی شما بگید. راستی یادم رفت بگم رزومه ازم خواست تا دید گفت این چه رزومه ای هستش یه کوچولو نگاه کرد و شروع کرد دوباره به قر زدن.(من رزومه خودمو ،چند تا شرکت فرانسوی و آمریکایی دیده بودن و باسم آفر فرستاده بودن. نمی دونم ایراد کجا بود). بعدش بهم گفت برو ما جواب ریجکتیتو می فرستیم دمه خونه. راستش منم از اون لحظه به بعد رفتم تو کما. راستش اولش فکر می کردم داره شوخی می کنی ولی دیدم مثل اینکه همه چی واقیعت داره. دیگه خلاصه اومدم بیرون و نفهمیدم چه جوری رسیدم دبی و تا فردا ساعت 3 بعد از ظهر خواب بودم و فقط کابوس مصاحبه می دیدم.
بچه ها ببخشید خیلی طولانی شد ولی این بود تجربه من.
امیدوارم همه موفق بشم . خودمو نمی دونم…………….

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/3

شرح مصاحبه آقاي مهيار

4

لينك اصلي مطلب در فيس بوك

این هم شرح مصاحبه ما

تاریخ مصاحبه ۱۱ دسامبر ۲۰۱۴
ساعت ۹:۳۰ صبح
رشته مین فوق هوافضا ۱۲ امتیازی مدرک زبان ب۱ و ا۲ و زبان انگلیسی هیچی سابقه کار ۲ سال
همراه فوق ادبیات فرانسه

ما دو روز قبل رسیدیم ابوظبی و در هتل الدیار دانا ساکن شدیم. هتل به نسبت قیمتش فوق العاده خوب بود.خوشبختانه ما با سه تا از دوستان بودیم که با ما مصاحبه داشتند. و این به ما خیلی کمک کرد و به روحیه و اعتماد به نفس ما افزود مخصوصا ایمان که عالی بود و ما خیلی ازش یاد گرفتیم. ایمان و نامزدش روز قبل از ما مصاحبه داشتند و قبول شدند و بعد از مصاحبه باهم صحبت کردیم و با افیسر و سوالات اشنا شدیم. فردا ساعت ۸:30 با پرهام که ایشونم ساعت ۹ مصاحبه داشتند رفتیم سفارت که با هتل ۵ دقیقه پیاده فاصله داشت. بعد از چک کردن کیف و تحویل موبایل نشستیم. اسم پرهام رو خواندند و رفت تو اتاق ۴. بعد از ۳۰ دقیقه با خوشحالی برگشت و سی اس کیو بدست. که ما هم خیلی خوشحال شدیم هم خیلی روحیه گرفتیم. بعد نوبت یکی دیگه از بچه های این گروه بود که بهش گفتند بعدا بهش خبر می دند. ما رو صدا زدند و رفتیم تو یه اتاق کوچیک خانم افیسر جوان با محبت منطقی و بسیار خوش برخورد بودند. بعد از تشریفات اولیه شروع به سوال کردند. این نکته رو بگم که مدارک ما روی میزشون بود و به پرونده ما تسلط کامل داشتند. سوالات رو با اینکه چی خوندید چرا ارشد داری درباره کارت(شرح وظایف کاری در ایران) درباره کارت در کبک مراحل نظام مهندسی منابع تحقیقت چی بوده فرق س و کبکی
از همسرم فقط پرسید شما چی خوندید.دوباره از من سوال پرسد
کدوم شهر کانادا رو انتخاب کردید. خانومم گفت دیگه از من سوالی ندارید گفت نه ایشون مین هستند و نمرات ایشون مهم هستند. بعد چون فکر کرد همسرم ناراحت شده گفت شما کارتون چیه که خانومم گفت من ادبیات خوندم تو فرانسه ولی اینجا کار مرتبط خیلی سخته و تدریس میکنم اونم گفت کبک هم کار مرتبط با رشتت کمه و باید تدریس کنی و لبخند زد و گفت من اسم شما رو قبلا شنیده بودم بچه های که قبلا مصاحبه داشتند گفتندکه شما معلمشون بودید. بعدم که صدای پرینتر در امد و امضا کرد و داد بهمون. تبریک گفت و راهنمایی های اخر رو به ما گفت.

در انتها اصلا استرس نداشته باشید و به پرونده مسلط باشید و توضیح کامل و منطقی به سوالات بدید. از دوستان خوب این گروه که به من کمک کردند تشکر میکنم.از دوستان جدیدی که باهاشون اشنا شدیم بی نهایت خوشحالیم.

به امیدخبرهای خوب واسه همه دوستان

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/3

شرح مصاحبه خانم سارا

4

لينك اصلي مطلب در فيس بوك

خدا رو شکر قبول شدم و با CSQ برگشتم خونه. مصاحبه من ۴۵ دقیقه طول کشید و کلی‌ راجع به کارم و کد رشتم از من سوال کرد و این که می‌خوام اونجا چه کار کنم ، این که چرا هند را برای تحصیل انتخاب کردم ، من هم گفتم چون با پاسپورتِ ایرانی‌ جای دیگه به راحتی‌ نمی‌شه رفت و هند مزایای منحصر به فردِ خودش را داره و…. گفت یکی‌ از ارزشهای کبک که به نظر شما قابل ارزش‌گذاری است چی‌ ؟ < تساوی مرد و زن البته با توضیحات خاص خودم که براش جالب بود> و خیلی‌ سوالهای دیگه که بیشتر حالت مذاکره و بحث داشت تا سوال و جواب و کاملا مسلط بودم.

من اصلا مدرک فرانسه و انگلیسی نداشتم و هیچ وقت هم نفرستاده بودم ، از من اصلا نخواست و حتا نپرسید که چرا نداری، چیزی که خیلی‌ نگرانش بودم ولی‌ به من گفت که زبانت هم فرانسه و انگلیسی خیلی‌ خوب است و جالبه اینقدر خوب و روان حرف میزدم که خودم هم در حیرت مونده بودم که اونجا چطور اینجوری زبون باز کرده بودم شاید هم به این دلیل بود که از من حتا سوال نکرد که مدرک فرانسه و یا آیلتس داری یا نه و این خانم هم خیلی‌ تند و سریع با من صحبت میکرد. بهش گفتم که من یه آچار فرانسه واقعی‌ هستم و اینقدر به خودم ایمان دارم که اصلا ترسی‌ از مواجه با شرایط جدید رو ندارم با دکترای فاینانس ( ۱۲ امتیازی ) و لیسانس کامپیوتر و داشتن مدرک آموزش یوگا از مونترال کانادا که میتونه بهم کمک کنه برای تامین کردن مخارج زندگیم تا پیدا کردن کار مناسب در رابطه با رشته‌ام , به اضافه این که ۱۲ سال در یک کشور خارجی‌ زندگی‌ کردم و واقعیتهای موجود رو به خوبی‌ میدونم. و خیلی‌ سوالهای دیگه که الان واقعا در ذهنم نیست.۳ تا جاب آفر از ۳ شرکتِ فرانسوی در دوبی‌ داشتم اونا رو بش نشون دادم، پرسید چرا اینا رو نشون میدی بهش گفتم که به شما ثابت کنم که با پروفایلی که دارم به راحتی‌ در هر شرایطی می‌تونم جاب آفر از هر کجا بگیرم. لبخند زد و با علامتِ تأیید، سر تکان داد. در آخر هم بدون هیچ چک و چونه ی به من CSQ رو داد و تبریک گفت ، آفیسر یه خانمِ جوان و دوست داشتنی بود که البته اسمشون رو نمیدونم. از صمیم قلب از همهٔ دوستانی که در این گروه من را راهنمای کردند ممنونم به ویژه آقای پویا جوادی و پرهام امینی. با آرزوی موفقیت برای بقیه دوستان. توصیه من فقط فکوس روی یادگیری زبان است.

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/3

شرح مصاحبه خانم سحر

4

لينك اصلي مطلب در فيس بوك

سلام

ضمن عرض پوزش بدليل تاخير در گزارش شرح مصاحبه، دوست دارم به شكرانه عضويت توي گروه، تجربم رو در اختيار دوستان قرار بدم.

مصاحبه من سوم دسامبر بود (هفته پيش ٤شنبه) و سي اس كيو رو گرفتم.

مصاحبم با يك خانم جوان (زير ٤٠سال) و بسيار جدي بود كه بزور تونستم يكي دو بار لبخند روي لبانشون بنشونم!!
توضيح اينكه رشته من صفر امتيازي بود
و فايل نامبر اكتبر ٢٠١١

اول ازم اصل شناسنامه و پاسپورت و ترجمه شناسنامه رو خاست و پرسيد كه ايا هنوز مجرد هستم يا نه.
مدرك زبانم رو نگاه كرد و گفت ما در قانون جديدمون ب٢ خاستيم و شما ث١ داريد. چرا اين زبان رو خونديد؟ چه مدت خونديد؟ با چه متدي؟ اساتيدتون كيا بودن؟ آيا ادبيات زبان فرانسه خونديد؟ (شايد چون اكخي هم ث١ بود اينو پرسيد)
منهم گفتم كه چون ميخاستم توي جامعه فرانسه زبان زندگي كنم برام مهم بود كه اين زبان رو مثل زبان مادري ياد بگيرم.
يكم قاطي كرد گفت يعني چون زبان كبك فرانسه ست ميخاي اونجا بري؟ و من جواب دادم كه در واقع ارزشهاي فرهنگي كبك برام جذاب بودن.

بعد ازم مدارك كاري جديدم رو خاست(همون اول گفته بودم كه كارم رو عوض كردم) و ازم پرسيد كه چرا كارت رو عوض كردي و خاست در موردش كمي توضيح بدم.
بعد گفت كه آيا فكر ميكني كارتون توي كانادا با اونچه تو كشور خودت انجام ميدي فرق داره؟ گفت كه منظورم شرح وظايف نيست!

بعدش پرسيد كه پروژه كاريت براي كبك چيه؟ و اينكه كجا ميخاي زندگي كني و چرا؟

بعدش هم فرم تعهد مالي رو دوباره ازم گرفت(گفتم كه از بانك هم نامه دارم گفت نه فقط فرم)

حداقل حقوق در كبك چقدره؟ هزينه زندگيچقدره؟

در ضمن cv québécois رو خاست و بادقت خوند.
همينطور سرچهاي شغلي رو با دقت جمله جمله خوند.

و در اخر هم تبريك گفت و راهنمايي كرد كه با گذروندن دوره تكميلي توي دانشگاه مونترال چطور ميتونم بهتر وارد بازار كار بشم

تمام سوالات رو به فرانسه پرسيد و هنوز نميدونم با مجموع چند امتياز قبول شدم

اميدوارم همگي موفق باشيد

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/3

شرح مصاحبه آقاي عليرضا رئوفي

4

لينك اصلي مطلب در فيس بوك

با سلام خدمت دوستان:

ما هم دیروز ساعت 11:30 مصاحبه داشتیم و قبول شدیم.
قبل از ما یه زن و شوهر بودن که متاسفانه رد شده بودن.
من و خانومم ساعت 11:45 رفتیم تو اتاق افیسر که خیلی جوون بود و به جرات 32 – 33 سالش بیشتر نبود. خیلی هم جدی بود و اصلا لبخند نمیزد.
بعد از یه سلام و احوالپرسی و همونطور که به کامپیوترش نگاه میکرد شروع به سوال کرد.
– مدارک تحصیلی لیسانس و فوق لیسانست چیه
– چرا این رشته رو انتخاب کردی
– مدارک دانشگاه اصل و ترجمه رو بده
– گواهی کار فعلی و گواهی بیمه رو بده
– الان کجا کار میکنی و درباره شرکتت توضیح بده
– برنامت برای کبک چیه غیر از اینکه دنبال کار بگردی (چون همه این کار و میکنن)
– روش های کاریابی چیه
– چرا مو نترال رو انتخاب کردی
– آخرین اتفاقی که تو کبک افتاده چیه
– بعد شروع کرد انگلیسی سوال پرسید و من هم جواب دادم در رابطه با کارم
– راه های خونه پیدا کردن چیه
– بعدش هم از خانومم در رابطه با کارش پرسید.

یه سری سوال دیگه که الان حضور ذهن ندارم.

در آخر هم گفت الان در حد وسط رد شدن و قبولی هستین (البته اینو که گفت یه جورایی حس کردم که قبول شدیم) . من هم شروع کردم به توضیح اینکه ما جوون هستیم و از کبک اطلاع کافی داریم و تلاش بیشتر میکنیم که بتونیم خودمون رو تطبیق بدیم.
بعد گفت پاسپوتتون رو بدید. بعدش هم گفت من CSQ رو بهتون میدم.
الباقی رو هم که همه میدونید.

در کل باید خونسردی خودتون رو حفظ کنید و خودتون رو نبازید و مدارکتون کامل باشه.

با ارزوی موفقیت برای همه عزیزان

مرجع : گروه کبک فرندز در فیسبوک :https://www.facebook.com/groups/107362842710057/3